تبليغاتX
(پایگاه دانش آموزی (طرح کاد (طرح کاد) - ماجرا همچنان ادامه دار است

(طرح کاد)

خاطرات خوب و شیرین دوران کارآموزی در آزمایشگاه خون شناسی است

 ماجرا ادامه دار است

ازاطاق نمونه گیری یک در به آزمایشگاه باز می شد. برای انجام آزمایش باید وارد قسمت آزمایشگاه می شدیم با وجودیکه پدرم مسئول آزمایشگاه بود ولی طبق مقررات بنده بدون روپوش اجازه ورود به آزمایشگاه را نداشتم . از طرف دیگرداخل رختکن آزمایشگاه روپوش به اندازه من وجود نداشت . پس باید دست به دامن بخش اطفال می شدیم . که شدیم ، سوپروایزر آن پخش آدم محترمی بود لطف کرد یک عدد ( گان سفید و نو )  در اختیار ما گذاشت که  فرق زیادی  با روپوش نداشت  . البته گان جلویش بسته بود دو تا بند داشت  که پدرم کمک کرد آنها را از پشت برایم گره خفتی زد . دستکش دست کردم وماسک زدم  تا مجوز وارد به آزمایشگاه را کسب نمودم پدرم درب دستگاه سانتریفوژمیکروهماتوکریت را بازکرده بود . منتظر من بود. این دستگاه صفحه ای داشت که داخل آن 24 شیار تعبیه کرده بودند شیارها از یک تا بیست وچهارشماره گذاری شده بود ند.  پدرم لوله موئینه را برداشت داخل شیار شماره یک(1) دستگاه قرارداد . به طوریکه طرف مسدود شده لوله به سمت بیرون دستگاه و روی نوار لاستیکی قرارگرفت . محافظ روی صفحه را محکم کرده سپس درب دستگاه را با دقت بست و ساعت دستگاه را برای مدت پنج دقیقه کوک نمود . دستگاه با سرعت بسیارزیادی به گردش در آمد . فکر کنم حدود 20هزار دور در دقیقه ، باید احتیاط می کردیم پس از کنار دستگاه دور شدیم ، زمان که تمام شد دستگاه خود به خود خاموش شد گذاشتیم تا دستگاه  کامل از گردش باز ایستاد ،  سپس با احتیاط درب دستگاه را باز کردیم . خون داخل لوله موئینه دوقسمت شده بود . قسمت رویی پلاسمای خون بود . به رنگ آب، بی رنگ، قسمت زیری به رنگ قرمز ، کمی تیره که تجمع گلبول های قرمز را نشان می داد. لوله موئینه را از داخل شیار برداشته  آنرا روی خط کش مخصوص گذاشتیم .

 

که ازصفر تا صد درجه بندی شده بود حد فاصل خمیر و خون را روی عد صفر خط کش و بعد آخرین حد پلاسما را روی صد تنظیم کردیم . 

نتیجه مهم : حد فاصل بین گویچه های قرمز متراکم وپلاسما مقدارهماتوکریت (غلظت )  خون من را نشان می داد که به میمنت و مبارکی عدد 32 در صد در آمد . تا اینجا فقط مختصر کم خون بودم که با مقداری قرض آهن جبران می شد . مقداردارو را باید پزشک تجویز می کرد . بد نیست بدانید اندازه طول لوله موئینه ۷۵ میلی متر وقطر داخلی آن ۱ میلی متر بود.

این هم چکیده مطلب تا اینجا بحث هماتوکریت به سلامتی تمام شد

این هم مقدار هماتوکریت خون پدرم . اگر گفتید چند در صد است ؟

 

واما ماجرا همچنان ادامه دارد

پیپت ملانژورهای شمارش گلبول های سفید و قرمز را روی دستگاه ویبراتور( لرزانده ) قراردادیم . برای مدت 5 دقیقه لرزه به جون پیپت ها انداختیم . تا اینکه خون با ماده رقیق کننده داخل پیپت ها خوب مخلوط گردید . در این مدت ما بیکار نبودیم لام شمارش نئوبار ولامل مخصوص آنرا خوب شسته و خشک کردیم (من یوشکی زمینه لام نئوبار  را زیر میکروسکوپ با عدسی ۱۰ نگاه کردم این طوری بود ببینید اینجا خطوط چقدر با دقت رسم شده اند حیرتا !!! چقدر دقیق !) لامل را روی لام قرار دادیم . پیپت ملانژور سفید را برداشته چند قطر محلول آن را دور ریخته حالا قطره کوچکی از مخلوط خون وماده رقیق کننده را به زیر لامل در قسمت بالای لام نئوبار هدایت کردیم . به طوریکه حجره بالای لام پر گردید . حجره پائین لام را برای شمارش گلبول های قرمز گذاشتیم همین کارها را با پیپت ملانژور  قرمز انجام دادیم  . 5 دقیقه لام را بدون حرکت گذاشتیم .       

بعد به آرامی لام را زیر میکروسکوپ انتقال دادیم . عدسی ده میکروسکوپ  را انتخاب نموده  وقتی میکروسکوپ را تنظیم کردیم یک صفحه شطرنجی پیدا شد که داخل مربع های آن گلبول های سفید مثل دانه های خاکشی ظاهرشدند این دانه های کوچولو را یک بار من یک بار پدرم شمارش کرد . عدد حاصل را در دویست ضرب کردیم تعداد گلبول های سفید خون من  به دست آمد که به سلامتی شما مقدارش نرمال بود عدسی شیئی میکروسکوپ را روی چهل تنظیم کردیم


 شمارش گویچه های قرمز
قسمت پایئن لام را آوردیم گلبول های قرمز واقع در5 خانه ( چهار خانه در چهار گوشه
صفحه شطرنجی و یک خانه در وسط  را شمارش کردیم عدد بدست امده را درعدد ده هزار ضرب کردیم تعداد گلبول های قرمز خونم در میلی متر مکعب به دست آمد که سه میلیون سیصد هزارعدد در میلی متر مکعب بود که مختصر کمتر از نرمال بود .
وحالا اندازگیری هموگلوبین : 
یادم رفت که بگویم آقای احمدی مقدمات این کار را در قسمت نمونه گیری آماده کرده بودند ایشان به یک لوله آزمایش که در آن ماده زرد رنگی وجود داشت مقدار مشخصی از خون من را اضافه کرد و محتوی لوله را خوب مخلوط نمود رنگ قهوهای ایجاد گرددید . حالا ما شدت رنگ قهوه ای ایجاد شده در داخل لوله آزمایش را توسط دستگاه فتومتر اندازگیری کردیم و با یک ضرب وتقسیم ساده مقدارعدد هموگلوبین خون من به دست آمد که مقدارش یازده گرم بود که اندکی به نرمال بهکاربودم .
رنگ آمیزی لام خون : این جالب ترین قسمت کار ما بود
به نظر من تمام کارها تا اینجا جالب وجذاب بود اما همه یک طرف ، این قسمت هم یک طرف جانم به شما بگوید : ابتدا روی لام  را به کمک پدرم مشخص نموده. با مداد علامت گذاری کردیم ، مقصود از روی لام همان طرف لام را می گویم که آقای احمدی در قسمت نمونه گیری خونم را رویش پخش کرده بود .لام را روی طشتک مخصوص رنگ آمیزی قرار داده ،  توسط قطره چکان ، روی سطح لام الکل متانول ریختیم ، کمی صبر کردیم تا الکل پرید و سطح لام خوب خشک شد دراین مرحله خون توسط الکل روی سطح لام ثابت شد، حالا قطره قطره روی سطح لام رنگ گیسما ؟!!، ای وای نه نه ... ببخشید ، رنگ گیم سا  رنگ گیمسای رقیق شده (1 سی سی محلول رنگ گیمسا + 9 سی سی آب)  ریختیم ، زمان به کندی سپری شد . 25 دقیقه بعد پدرم رنگ روی لام را دور ریخته آن را زیر جریان ملایم آب شیر گرفت تا رنگ های اضافی روی لام  شسته شود . بعد پشت لام را با دستمال تمیز کرد . سطح لام آبی تیره متمایل به بنفش شده بود ، لام را روی جا لامی گذاشتیم  تا خوب خشک شد . روی لام یک قطره روغن ایمرسیون گذاشته با عدسی 100، میکروسکوپ را تنظیم کرده لام را مورد مطالعه قرار دادیم . در سطح لام سلول های گرد شبیه دو ریالی  مشاهده کردم که اغلب لبه های آنها روی هم افتاد بود اثری از هسته دراین سلول ها مشاهده نمی شد . قسمت مرکزاین سلول ها کمرنگ بود این ها گلبول های قرمز بودند . قیافه این سلول ها را  خوب به خاطر سپردم ، در جا با خود تکرار کردم : گلبول های قرمز ، گردند ، البته برخی بیضی شکل بودند  هسته ندارند مرکز آن ها خالی است .


مطالعه میکروسکوپی  را ادامه دادیم .


سلولهایی پیدا کردیم کوچولو و ستاره ای شکل ، سیتوپلاسم آن ها به رنگ آبی روشن و دانه های داخل آنها بنفش رنگ بود  که اندازه این سلول ها از گلبول های قرمز کوچکتربود ، نیم تا یک سوم گلبول های قرمز،  به عبارت دیگر اینها کوچکترین سلول خون محسوب می شدند ، درست حدس زدید این ها پلاکت های خون بودند . درادامه کاربه گلبول هایی بر خوردیم که اندازه شان حدود دو برابر گلبول های قرمزبود این سلول ها هسته دار بودند . هسته آنهاها شبیه حرف ( ایی بزرگ E) انگلیسی بود. شکل هسته سلول را خوب به خاطر سپردم . هسته ( E ) شکل ، تصویر آن را رسم کردم . اسم این سلول نوتروفیل  بود . پس یاد گرفتم که نوتروفیل یک نوع گلبول سفید است با هسته Eشکل. که کارش پاسداری از بدن در برابر حمله میکروب هاست . 


همین طور که زیر میکروسکوپ در سطح لام گردش می کردیم به یک نوع گلبول سفید دیگر برخورد کردیم . اندازه آن کمی بزرگتر تر از گلبول های قرمز بود با هسته ای بزرگ ویک پارچه به طوریکه هسته حدود 95 درصد سیتوپلاسم سلول را پر کرده بود. اسم این سلول لنفوسیت  بود.


میدان های میکروسکوپی زیادی را یکی یکی طی می کردیم پدرم هر دانه نوتروفیل که می دید روی کاغذ  یک خط کوچک مایل رسم می کرد با مشاهده یک نوتروفیل تازه در ابتدای خط اول یک خط عمود  رسم می کرد این کار را ادامه می داد تا یک مربع به دست می آمد .عین این کار را برای لنفوسیت ها انجام داد با این ترفند تعداد انواع گلبول های سفید را به طور دقیق مشخص می کرد .


اینجا بود که کارمان حسابی آب باز کرد

یه سلول دیگه پیدا شد که با دوسلول قبلی هم خوانی نداشت نه نوتروفیل بود نه لنفوسیت. شبیه هیچ کدام نبود . پس چه بود؟ درست است که از قماش گلبول های سفید بود . آخه یک هسته دو لوبه داشت . داخل سیتوپلاسمش دانه های فراوان به رنگ نارنجی دیده می شد . پدرم به دادم رسید گفت این سلول ائوزینوفیل است هسته دو لوبه دارد وسیتوپلامش پر از دانه های نارنجی است . خوب عاقبت این سلول هم به خوبی و خوشی ختم به خیر شد . .درادامه کار چند تایی از این نوع سلول مشاهده کردیم که پدرم تعداد آن ها را ثبت نمود


لنفوسیت * ائوزینوفیل * بازوفیل

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 15:40  توسط کار آموز آزمایشگاه سلام گویچه قرمز  |